السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

101

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَيَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ » ) * - كلمه « اناث » جمع كلمه « انثى - ماده » است ، و كلمه « ذكور » و همچنين « ذكران » جمع كلمه « ذكر - نر » هستند ، و ظاهر مقابله بين « ذكور » و « اناث » اين است كه مراد اين باشد كه به هر كس بخواهد تنها اناث مىدهد ، و به هر كس بخواهد فقط ذكور مىدهد ، و به همين جهت جمله « لمن يشاء » را تكرار كرده . بعضى « 1 » در اينكه چرا در آيه شريفه كلمه « اناث » را بدون الف و لام ، و كلمه « ذكور » را با الف و لام آورده گفته‌اند : براى اينكه ذكور مطلوب مردم و معهود در اذهان آنها است ، مخصوصا عرب كه تنها فرزند ذكور را فرزند مىدانستند . * ( « أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَإِناثاً » ) * - يعنى : و يا آنكه بين آن فرزندان جمع مىكند در حالى كه هم پسران باشند و هم دختران . و بنا بر اين ، كلمه « تزويج » در اينجا به معناى جمع كردن است . * ( « وَيَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقِيماً » ) * - يعنى : و هر كس را بخواهد عقيم و نازا مىكند يعنى از او فرزند نشود ، و از همسرش نيز فرزندى نيايد ، و چون اين معنا خود قسمتى جداگانه بود ، لذا مانند دو قسم قبلى آن را هم مقيد به مشيت فرمود ، و اما آن قسم كه جمع بين ذكران و اناث بود چون در حقيقت جمع بين دو قسم اول و دوم بود ، ديگر مقيد به مشيتش نفرمود . * ( « إِنَّه عَلِيمٌ قَدِيرٌ » ) * - اين جمله تعليل مطلب قبل است ، و به آيه چنين معنا مىدهد : چون خدا دانا است آنچه زياد مىكند به خاطر جهل نيست ، و چون قادر است آنچه كم مىكند نيز به خاطر عجز نيست . بحث روايتى در الدر المنثور است كه حاكم - وى حديث را صحيح دانسته - و بيهقى از على ( ع ) روايت آورده كه فرمود : آيه * ( « وَلَوْ بَسَطَ اللَّه الرِّزْقَ لِعِبادِه لَبَغَوْا فِي الأَرْضِ » ) * در باره اصحاب صفه نازل شده كه همواره مىگفتند : اى كاش ما هم مىداشتيم « 2 » . مؤلف : بنا بر اين روايت ، بايد آيه شريفه در مدينه نازل شده باشد ، و ليكن روايت به تطبيق شبيه تر است ، تا به شان نزول .

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 54 . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 8 .